السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

465

تحرير الوسيلة (فارسى)

را - نه شبح آن را - نبيند و احتياط آن است كه هر دو ( نشنيدن اذان و نديدن ديوار ) حاصل شود و اين احتياط ترك نشود و معتبر است كه نشنيدن اذان و نديدن ديوار بخاطر دور شدن از محل باشد نه بخاطر عوارض ديگر . ( 1 ) مسألهء 26 - در تقصير ( و شكسته خواندن نماز مثلا ) ، رسيدن به محلّ ترخّص معتبر است اگر كه [ شروع ] مسافرت از شهرش باشد ، ولى در مسافرت از محلّى كه ده روز در آن اقامت داشته و از محلّى كه سى روز با ترديد در آن اقامت داشته است ، آيا رسيدن به حدّ ترخّص معتبر است يا نه ؟ مورد تأمّل است و در هر دو مراعات احتياط ترك نشود . ( 2 ) مسألهء 27 - همانطورى كه رسيدن به حدّ ترخّص در ابتداى مسافرت از شروط قصر است ، همچنين حكم مسافرت در برگشتن از سفر با رسيدن به حدّ ترخّص از بين مىرود ، لذا واجب است كه تمام بخواند و احتياط ، مراعات از بين رفتن هر دو علامت است و احتياط بهتر آن است كه تا وارد شدن به منزل نماز را به تأخير بيندازد و ( يا ) اگر بعد از رسيدن به حدّ ترخّص نماز مىخواند ، جمع بين قصد و تمام نمايد و امّا نسبت به محلى كه قصد دارد ، ده روز در آنجا بماند ، آيا حدّ ترخّص در آن معتبر است كه با رسيدن به آن حدّ ، حكم سفر از بين برود ، يا معتبر نيست ، مورد اشكال است و نبايد احتياط ترك شود [ يعنى ] يا نماز را تا خود محلّ تأخير بيندازد يا بعد از رسيدن به حدّ ترخّص ، جمع بخواند . ( 3 ) مسألهء 28 - معيار آن است كه چشم بيننده و گوش شنونده [ معتدل باشد ] و صداى گويندهء اذان و هوا ، متوسط و معتدل باشد . ( 4 ) مسألهء 29 - بنابر اقوا ميزان نشنيدن اذان آن است كه تشخيص داده نشود كه اذان است يا غير آن و در موردى كه تشخيص داده مىشود كه اذان است ، و لكن جمله‌ها و فصلهاى آن مشخص نمىشود ، سزاوار است احتياط شود و نيز در موردى كه نشنيدن به آن حدّ نرسيده كه بطور كلى صدا شنيده نشود ، سزاوار است احتياط شود . ( 5 ) مسألهء 30 - در جايى كه نه خانه است و نه ديوار ، بايد آنها را فرض كرد ، بلكه در خانه‌هاى باديه‌نشينان و مانند آنان از كسانى كه خانه‌هاشان ديوار ندارد ، احتياطا بايد همين فرض را نمود . ( 6 ) مسألهء 31 - اگر در اينكه به حدّ ترخّص رسيده ، شك نمايد ، بايد بنا را بر عدم آن بگذارد . پس در فرض رفتن ، تمام و در برگشتن ، قصر واجب است ، مگر آنكه محذور و مانعى پيش بيايد ، مثل آن كه با علم اجمالى يا تفصيلى كه بر بطلان نمازش پيدا كرده ، مخالف باشد ، مانند اينكه در موقع رفتن ، در جائى كه شك دارد ، حدّ ترخّص است نماز ظهر را تمام بخواند و بخواهد موقع برگشتن ، نماز عصر را در همانجا شكسته بجا بياورد .